محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
11
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
و تبليغ خود را بدون هر گونه پنهانكارى و بيم و تقيّهاى آشكار سازد ، چنان كه خداوند متعال در همين معنا مىفرمايد : « ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً » زيرا چه بسا پنهانكارى و آشكار نكردن دعوتش موجب مىشد كه آنان دعوت او را باطل بپندارند ، و گر نه چه چيزى مانع مىشد كه دعوت خويش را آشكار سازد ؟ شايد هم آنان مىپنداشتند كه او ترسو و ناتوان از انجام دادن تبليغ خويش است و از بيم آنان دعوتش را آشكار نمىكند و اين از جمله عواملى بود كه بر بيزارى و لجبازى آنان مىافزود . از اين روى نوح ( ع ) كه به راستى خويش اطمينان داشت و مىدانست كه خداوند متعال او و دعوتش را حفظ خواهد كرد ، دعوت خود را هر چه آشكارتر به قوم عرضه كرد . گويا چنين مىگفت : « بدانيد كه من دعوت خويش را چنين آشكارا با شما در ميان گذارم ، آنگاه اگر شما نيز دليلى بر بطلان آن در دست داريد ، در ميان آوريد و اگر مىخواهيد مرا بكشيد و يا به زور مانع من شويد ، در اين كار درنگ نكنيد « 1 » » . امّا آن مردم بر دشمنى خويش پاى فشردند و در پاسخ او چهار دليل در ميان آوردند و به دروغ پنداشتند كه دعوت او بر باطل است . نخست آنكه گفتند تو نيز انسانى مانند ما هستى ، و در تمامى امور او را با خود برابر دانستند ، از اين عبارت مىتوان فهميد كه آن حضرت نيز از طبقه آنان و يا خانواده و شخصيتش نزديك به آنان بوده است ، چنان كه هر پيامبرى از ميان قوم خويش برگزيده مىشود « 2 » . وجه اين پاسخ در آن است كه اين مسئله با موضوع برترى يكى از دو طرف تساوى بر ديگرى منافات دارد ، به اين توضيح كه نمىشود يكى پيرو و فرمان پذير و ديگرى پيشرو و مطاع باشد ، چنين ترجيحى ، ترجيح بلا مرجّح خواهد بود . دوم آنكه مىگفتند در ظاهر تنها كسانى از وى پيروى مىكنند كه از حيث طبقه و مرتبت
--> ( 1 ) . عبد القادر المغربى / تفسير جزء تبارك / ص 125 . ( 2 ) . در اسلام چنين دانسته شده كه خداوند بنابر فضل خويش بر رسولان و پيامبرانش و نيز بنابر سنّت الهى در گزينش پيامبران ، آنان را از شريفترين و خوشنام و نشانترين خاندان و پاك و پالودهترين قبايل و از آنان كه با مكارم اخلاق پيوستگى هر چه بيشترى دارند ، بر مىگزيند . چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ، ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ؛ همچنين مىفرمايد : « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » رسول خدا ( ص ) نيز اين فرموده را در حديثى كه مسلم و ترمذى روايت كردهاند ، چنين بيان مىكند : « خداوند كنانه را از ميان فرزندان اسماعيل ، قريش را از كنانه ، بنى هاشم را از قريش و مرا از بنى هاشم برگزيده است و من از ميان بهترينان ، بهترينام » . همچنين ابن مردويه از انس روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) آيهء « لقد جاءكم من انفسكم » را به فتح فا قرائت فرمود و آنگاه گفت : « انا انفسكم نسبا و صهرا و حسبا » . ( براى تفصيل بيشتر - محمد بيومى مهران ، فى رحاب النبى و آل البيت الطاهرين ، جزء الأوّل ، « السيرة النبوية الشريفة » ، كتاب الاوّل ) .